« پهلوانان نمی میرندماه شب چهارده متولد شد »
پروازی در اوج کلام

 قلم در دست گرفته ام
و چشم دوخته ام به نوشته های کتاب
اما نگاهم به دوردست های اندیشه ام گره خورده
جسمم در اینجا مانده و روحم در آنجا گم شده
مطالب کتاب کلام اسلامی هم حریف پیدا کردن این روح سرکش نیست و نمی تواند آن را سر جای جسمش بنشاند
و استاد هم…
مانده ام که چه عاقبتی خواهم داشت با این وضع تضییع حق الناس و…
بیچاره جسم نحیفم که اینقدر ساکت و آرام سر به کتاب مانده و معلوم نیست یار بی وفایش کجا سرگردان است
بلاخره با صدای فردی بیگانه از فکر بیرون آمدم
این ماشین L90 پیش فضای سبز از هرکس هست بیاد برداره می خوان درختو قطع کنن!!!
صدایش را داشتیم اما تصویر نه…
و تمام دوستان مات و مبهوت به یکدیگر نگاه می کردند که استاد فرمودند الان میام!!!
اینجا بود که به قدرت یک صدای غیرقابل پیش بینی در خارج شدن از افکار پی بردم
و الان روح سرکشم سرجای جسمش نشسته و چشم دوخته به سخنان گهربار استاد!! 

 

#به_قلم_عقیق (مریم کنعانی هرندی)

(تاریخ واقعه: چهارشنبه14رمضان1439قمری  ساعت 9:30صبح)


موضوعات: شب نوشت
   جمعه 11 خرداد 1397
آراي كاربران براي اين مطلب
5 ستاره:
 
(3)
4 ستاره:
 
(0)
3 ستاره:
 
(0)
2 ستاره:
 
(0)
1 ستاره:
 
(0)
3 رأی
ميانگين آراي اين مطلب:
5.0 stars
(5.0)
نظر از: ناشناس [بازدید کننده]
ناشناس
5 stars

جالب بود

1397/04/02 @ 17:33
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
5 stars

سلام چه جالب این پرنده خیال به همه گیر داده

1397/03/14 @ 15:37
نظر از: عقیق [عضو] 

سلام دقیقا، به ما بدجور گیر داده (((:

1397/03/15 @ 01:04
نظر از: عقیق [عضو] 

سلام.پس من جفت دارم *_*
خدا شفامون بده (:(:(:

1397/03/12 @ 02:08
نظر از: انــــتـــــــظاری [عضو] 
5 stars

این حال روز همیشه من سر کلاس و هنگام درس خوندن هست:)

1397/03/12 @ 01:29


فرم در حال بارگذاری ...

 
گالری تصاویر