پیوند آسمانی

علی (ع) نزد پیامبر می رود، معلوم است خواسته ای دارد و از خجالت سر به زیر افکنده، غوغای عجیبی درونش بپا شده
در دوراهی گفتن یا نگفتن مانده و در سکوت غرق افکار خویش است، که پیامبر آن سکوت را می شکند و به علی می گوید خواسته دلت را بگو…
علی که عرق شرم بر پیشانی اش نشسته و آثار حیا در چهره اش هویداست، لب به سخن می گشاید و با الفاظی نورانی فاطمه را از پیامبر خواستگاری می کند.
رسول خدا به علی می فرمایند: خواسته تو را با دخترم فاطمه در میان می گذارم و جوابش را می دهم.
پیامبر با خوشحالی نزد فاطمه رفت و ماجرای خواستگاری علی را به او گفت و بر صدق و صفا و پاکی او تأکید کرد و گفت آیا اجازه می دهی به او جواب مثبت دهم؟
فاطمه خواستگاران ثروتمند زیادی داشت که همه آنها را رد کرده بود و ملاک او برای ازدواج ایمان و تقوا بود از این رو در مقابل سخن پدر جز سکوتی سراسر شرم و حیا کاری نکرد
و این سکوت نشانه رضایت بود.
این شد که در مراسمی ساده و بی تکلف این دو نور آسمانی به عقد یکدیگر درآمدند.
پیامبر که بخاطر این پیوند آسمانی شادی سراسر وجودش را فرا گرفته بود خطاب به دخترش فرمود: دخترم، تو را به عقد مردی در آورده ام که بهترین مردان عالمیان است و تمام امتیازات خوب را داراست. دخترم او اولین کسی است که به من ایمان آورده و با من نماز خوانده در شب هجرتِ من جان بر کف نهاده، در بستر من خوابید و خداوند بر فداکاری او بر من و بر فرشتگان مباهات نمود. او علیّ مرتضی است.
پیامبر برای جهیزیه حضرت زهرا به علی فرمود زره خود را به بازار برده و بفروش تا جهیزیه تهیه کنیم. علی این کار را انجام داد و بهای آن را به پیامبر تقدیم کرد و پیامبر نیز وسایل ضروری و ساده ای را برای آنها تهیه کرد. روز عروسی و مهمانی فرا رسید و عده زیادی از مردم به آنجا آمدند. گوشت و نان توسط پیامبر تهیه شد و خرما و روغن را نیز علی تدارک دید و با غذایی ساده از مهمانان پذیرایی کردند.
در پایان مراسم پیامبر بهترین مرکب خود را آماده کرد و پارچه ای زیبا بر آن انداختند و خود آن حضرت دست فاطمه را گرفتند و سوار بر اسب کردند و به همراه عده ای از زنان، با تکبیر و صلوات و اشعار پرمحتوا حضرت فاطمه را تا خانه بخت بدرقه کردند
بعد از آن پیامبر وارد حجله شد و دست علی و فاطمه را در دست هم گذاشت و برای آنها دعا کرد.
مراسم عقد و عروسی حضرت زهرا و امام علی با سادگی و صفا و صمیمیت انجام شد و پیوند آنها در آسمان ها بسته شد و اینچنین در عالم درخشیدند.

 

+به قلم عقیق

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.