معصومه

معصومه

زمان در تلاطم است و اولین روز ماه را در برگرفته و خبر از ولادت نوری از افق هفتمین خورشید امامت می دهد.
آسمان چشم باز کرده تا نورانی شود از انوار معصومه اهل بیت
و زمین تمام عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب می کند
میلادش همچون شکفتن گل های بهاری، به روح مشتاقان طراوت می بخشد
امروز تمام عرشیان و فرشیان سرمست و شادند و تولد خواهر هشتمین خورشید را به یکدیگر تبریک می گویند
امروز حضرت فاطمه معصومه در دامان پاک نجمه خاتون دیده به جهان گشود و عشق را به دل ها هدیه کرد
و عطر فاطمی اش همه جا را پر کرد و معصومیتش بر سر زبان ها افتاد
دختری که در سن 10سالگی طعم تلخ از دست دادن پدر را چشید و تحت سرپرستی برادر قرار گرفت.
خواهری که زینب گونه در راه رسالت برادر قدم گذاشت
و تاریخ بار دیگر داستان انتظار و شوق خواهری برای دیدار برادرش را در صفحات خود به ثبت رساند، تا لحظات انتظار و عشق شما لالایی شود در گوش زمان.
امروز شهر قم از نورانیت بارگاهت روشن شده و عظمت گلدسته هایت را به رخ آسمان می کشد
و باز دلم هوایی حرمت شده است
خودم در دوردست ها ساکنم اما کبوتر خیالم در آسمان حرم پرواز می کند و چشم های مشتاقش را به پنجره های مهربانیت دخیل می بندد، تا در دریای معنویتت جاری شود.
ای بانوی آب و آئینه قدم های دخترانه مان را در مسیر پاکیت قرار بده تا معصومه هایی دیگر در این سرزمین قد علم کنند.

میلادت مبارک

+به قلم عقیق

ترگل

_قسمت سوم:

(بخشی از کتاب ترگل) 

پرسش :
اصلا چادر خوب! ولی چرا اجبار؟ من زیر بار حرف زور نمی‌روم!

پاسخ:
وقتی مساله‌ای جنبه‌ی اجتماعی و عمومی پیدا می‌کند، الزاما باید قانون‌مند شود تا به بهترین شکل اجرا گردد، مثلا در تمام دنیا، سرنشینان خودرو از طرف قانون و حاکمیت مجبور می‌شوند کمربند ایمنی خود را ببندند تا خطرات و سوانح رانندگی کاهش یابد، حالا اگر کسی گفت:
من می‌دانم بستن کمربند بسیار مهم است، اما چون اجبار شده، زیر بار حرف زور نمی‌روم؛
اینجا معلوم می‌شود، آن‌شخص عقل درست و حسابی ندارد!
البته بماند که چادر در کشور ما الزام و اجباری ندارد و زنان ایران‌زمین با انتخاب خود، از آن استفاده می‌کنند.

ترگل

_قسمت دوم:

امروز با تبلیغاتِ فراگیر دشمن، متاسفانه برخی از جوانان ما نسبت به مسائل دینی بدبین شده‌اند، مثلا اگر بگویی حدیث داریم که فلان‌طور، این حرف را نمی‌پذیرند اما اگر بگویی فلان دکتر اروپایی گفته است فلان‌طور، بهتر می‌پذیرند؛
مهم‌ترین ویژگی کتاب ترگل، بررسی موضوع حجاب از نگاه عقلی است، یعنی حتی اگر کسی مسلمان هم نباشد، مطالب این کتاب برای او مفید خواهد بود.

در مقدمه این کتاب آمده است :
فقط به خاطر گل روی شمایی که قرار است این کتابچه را بخوانی، دین را می‌بوسیم می‌گذاریم کنار، یعنی نمی‌خواهیم دلایل دینیِ حجاب را بررسی کنیم، می‌خواهیم بگوییم عقل درباره‌ی پوششِ اسلامی و چادر چه می‌گوید.
شاید برای برخی‌ها مسائلی دینی مهم نباشد، اما حرف عقل را همه قبول دارند.

ترگل

ترگل

_قسمت اول:

+مقدمه آیت الله سید ابوالحسن مهدوی _شرح در تصویر_

+نویسنده کتاب، سید عماد داوری دولت آبادی

 

(به مناسبت روز عفاف و حجاب)

ادامه »

قصه هزاران غصه

پدر و مادر داشتند حرص فرزندشان را می خوردند

دست پدر روی پیشانی بود و در فکر عمیقی فرو رفته بود

این سکوتش مانند خنجری قلبم را تکه تکه کرد

چرا که وقتی غمی بزرگ در سینه دارد، دست بر پیشانی در خود فرو می رود

و مادر هم، زیر لب زمزمه ها داشت شاید که مرهمی باشد بر دل پر درد پدر، اما چه کسی از دل خودش خبر داشت؟

وقتی دید پدر قصد خارج شدن از آن افکار را ندارد رو به من کرد و گفت: دیگر باید بخوابیم، هر چه چشمانمان بسته باشد کمتر این دنیا و غصه هایش را می بینیم

قصه هزاران غصه ناتمام است

که فقط قلب پدر و مادر آن را در خود جای می دهد

و این غصه هاست که روز به روز بر خط های پیشانی و صورتشان می افزاید

و لرزشی می شود بر دستان پینه بسته شان

و روزی می رسد که این غصه ها تا حلقوم می رسد و دیگر پدر و مادری نیست

شاید آن روز به خودمان بیاییم، روزی که دیگر دیر شده است

بیاییم و کمی محافظ قلب پدر و مادرها باشیم

اگر نمی توانیم باری از دوششان برداریم

لااقل باری از غم هم بر دوششان نگذاریم

این قلب ها ارزشمند است

این نفس ها نشاط زندگی فرزندان است

کاش تا دنیا هست این نفس ها پابرجا بماند

و ما هم پا بر جای دل پدر و مادر نگذاریم

 

+به قلم عقیق

1 2 4 5 ...6 7
 
چرا امام حسین (ع) تنها ماند؟