نور علی نور

نور علی نور

امروز تمام فرشتگان و عرشیان با گل و آب و قرآن و آیینه به زمین می آیند و گرداگرد زمینیان خود را برای جشنی مبارک آماده می کنند
زمزمه مبارک باد فضا را پر کرده و چشم ها در انتظار دیدار دو نور آسمانی به یک جا خیره شده است
فاطمه با پوشیدگی تمام و گل های سرخ حیا روی گونه هایش وارد می شود انگار در هاله ای از انوار الهی گم شده
و علی با ابهتی تمام و شوقی وصف ناشدنی قدم در کنار عشق می گذارد
علی تنها کسی است که دروازه های قلب فاطمه را گشوده
سکوت همه جا را فرا گرفته انگار تمام حضار غرق هیبت این دو انسان پاک شده اند
خطبه عشق خوانده می شود و فرشتگان هلهله کنان خبر مبارک باد را به آسمان ها می برند. عجب شوری برپا شده
گویا تمام پاکی جهان در این نقطه جمع شده
زمین و زمان و عالمیان همگی شاهد پیوند آسمانی این دو نور هستند
زمین قدم های مبارکشان را بوسه باران می کند
آسمان شکوفه های مطهرش را بر سر آنها فرود می آورد
و زمان پیوند ملکوتی آنها را در سینه تاریخ خود ثبت می کند
قلب فاطمه لبریز از مهر علی می شود
و تلاقی نگاه هایشان در خاطر فرشتگان می ماند و همگی با هم ندای “مرج البحرین یلتقیان” سر می دهند.

پیوندتان مبارک ای دو گوهر ناب محمدی

 

+به قلم عقیق

پیوند آسمانی

علی (ع) نزد پیامبر می رود، معلوم است خواسته ای دارد و از خجالت سر به زیر افکنده، غوغای عجیبی درونش بپا شده
در دوراهی گفتن یا نگفتن مانده و در سکوت غرق افکار خویش است، که پیامبر آن سکوت را می شکند و به علی می گوید خواسته دلت را بگو…
علی که عرق شرم بر پیشانی اش نشسته و آثار حیا در چهره اش هویداست، لب به سخن می گشاید و با الفاظی نورانی فاطمه را از پیامبر خواستگاری می کند.
رسول خدا به علی می فرمایند: خواسته تو را با دخترم فاطمه در میان می گذارم و جوابش را می دهم.
پیامبر با خوشحالی نزد فاطمه رفت و ماجرای خواستگاری علی را به او گفت و بر صدق و صفا و پاکی او تأکید کرد و گفت آیا اجازه می دهی به او جواب مثبت دهم؟
فاطمه خواستگاران ثروتمند زیادی داشت که همه آنها را رد کرده بود و ملاک او برای ازدواج ایمان و تقوا بود از این رو در مقابل سخن پدر جز سکوتی سراسر شرم و حیا کاری نکرد
و این سکوت نشانه رضایت بود.
این شد که در مراسمی ساده و بی تکلف این دو نور آسمانی به عقد یکدیگر درآمدند.
پیامبر که بخاطر این پیوند آسمانی شادی سراسر وجودش را فرا گرفته بود خطاب به دخترش فرمود: دخترم، تو را به عقد مردی در آورده ام که بهترین مردان عالمیان است و تمام امتیازات خوب را داراست. دخترم او اولین کسی است که به من ایمان آورده و با من نماز خوانده در شب هجرتِ من جان بر کف نهاده، در بستر من خوابید و خداوند بر فداکاری او بر من و بر فرشتگان مباهات نمود. او علیّ مرتضی است.
پیامبر برای جهیزیه حضرت زهرا به علی فرمود زره خود را به بازار برده و بفروش تا جهیزیه تهیه کنیم. علی این کار را انجام داد و بهای آن را به پیامبر تقدیم کرد و پیامبر نیز وسایل ضروری و ساده ای را برای آنها تهیه کرد. روز عروسی و مهمانی فرا رسید و عده زیادی از مردم به آنجا آمدند. گوشت و نان توسط پیامبر تهیه شد و خرما و روغن را نیز علی تدارک دید و با غذایی ساده از مهمانان پذیرایی کردند.
در پایان مراسم پیامبر بهترین مرکب خود را آماده کرد و پارچه ای زیبا بر آن انداختند و خود آن حضرت دست فاطمه را گرفتند و سوار بر اسب کردند و به همراه عده ای از زنان، با تکبیر و صلوات و اشعار پرمحتوا حضرت فاطمه را تا خانه بخت بدرقه کردند
بعد از آن پیامبر وارد حجله شد و دست علی و فاطمه را در دست هم گذاشت و برای آنها دعا کرد.
مراسم عقد و عروسی حضرت زهرا و امام علی با سادگی و صفا و صمیمیت انجام شد و پیوند آنها در آسمان ها بسته شد و اینچنین در عالم درخشیدند.

 

+به قلم عقیق

مُلْقاً ثَلاثاً بِلا غُسْلٍ وَ لا کفَن

مُلْقاً ثَلاثاً بِلا غُسْلٍ وَ لا کفَن

اوج مظلومیت یعنی در خانه و کاشانه ات هم امنیت نداشته باشی
اوج غربت یعنی شریک زندگیت شریک قاتلینت باشد و زهر دشمن را به تو بدهد
امام محمد تقی، امام جوانی که در ۲۵سالگی به دست همسرش به شهادت رسید
لقب جواد به او دادند، یعنی امام جود و سخا
امامی که تمام فقرا و یتیمان گرداگردش جمع می شدند و ریزه خوار سفره کرمش بودند
به راستی که جواد برازنده او بود.
لعنت به کسانی که سه روز تن بی روحش را روی زمین رها کردند، و لعنت به زمینی که تاب چنین مصیبتی را داشت و آرام و خاموش مانده بود.
تو جلوه ی غم حسین هستی، گویا از دل تاریخ حسینی دیگر بپا خواسته و با خون خود و بدن بی غسل و کفنش حماسه ای عاشورایی بپا کرده است

در میان حجره گاه یا رضا می گفت و گاهی مادر غریبه را صدا می کرد
می خواست فریاد کند تشنه لبم، اما از سوز عطش طاقت فریاد نداشت.
تنها ۲۵بهار از عمر بابرکتش می گذشت اما همین چند صباح هم لرزه بر تن ظالمان و ستمگران انداخته بود
چه سخت است غربت و بی یاوری
امروز کاظمین منتظر قدوم جوان ترین امام آسمان ولایت است تا با بال فرشتگان الهی او را از خاک تا افلاک دنبال کند
و خاک است که حالت حزن به خود گرفته و ملائک و زمینیان را به زاری نشانده است.
و اکنون که بیش از ۱۰۰۰سال از آن واقعه می گذرد همچنان زمین و آسمان در غم شهادت جانسوز شما گریان است
دست ها را بر سینه می گذاریم و از فاصله دور به شما سلام می کنیم
باشد که در دل هایمان باب الجوادی بپا شود و ثانیه به ثانیه با تپش های مکرر منتظر قدوم و نگاه پربرکت شما باشد
“السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الْبَرَّ التَّقِيَّ الْإِمَامَ الْوَفِيَّ السَّلاَمُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِيُّ الزَّكِيُ”
سلام بر تو اى ابا جعفر اى محمد بن عَلی كه بزرگوار و پرهيزكار و پيشواى وفادارى سلام بر تو اى شخص پسنديده حق و پاك و منزه از هر عيب و نقص ‏

 

 

+به قلم عقیق

آرام بی سر

آرام بی سر

گاهی باید از دلتنگی ها نوشت…

از دردها…رنج ها…خستگی ها…
اما امشب میخواهم از اتفاق های خوب زندگیم بنویسم
اتفاقی که افتاد و به دل نشست
اما بهتر است بگویم
شیر مردی که در دل افتاد و به دل نشست…

 

+به قلم عقیق

معصومه

معصومه

زمان در تلاطم است و اولین روز ماه را در برگرفته و خبر از ولادت نوری از افق هفتمین خورشید امامت می دهد.
آسمان چشم باز کرده تا نورانی شود از انوار معصومه اهل بیت
و زمین تمام عطشش را با کرامت کریمه اهل بیت سیراب می کند
میلادش همچون شکفتن گل های بهاری، به روح مشتاقان طراوت می بخشد
امروز تمام عرشیان و فرشیان سرمست و شادند و تولد خواهر هشتمین خورشید را به یکدیگر تبریک می گویند
امروز حضرت فاطمه معصومه در دامان پاک نجمه خاتون دیده به جهان گشود و عشق را به دل ها هدیه کرد
و عطر فاطمی اش همه جا را پر کرد و معصومیتش بر سر زبان ها افتاد
دختری که در سن 10سالگی طعم تلخ از دست دادن پدر را چشید و تحت سرپرستی برادر قرار گرفت.
خواهری که زینب گونه در راه رسالت برادر قدم گذاشت
و تاریخ بار دیگر داستان انتظار و شوق خواهری برای دیدار برادرش را در صفحات خود به ثبت رساند، تا لحظات انتظار و عشق شما لالایی شود در گوش زمان.
امروز شهر قم از نورانیت بارگاهت روشن شده و عظمت گلدسته هایت را به رخ آسمان می کشد
و باز دلم هوایی حرمت شده است
خودم در دوردست ها ساکنم اما کبوتر خیالم در آسمان حرم پرواز می کند و چشم های مشتاقش را به پنجره های مهربانیت دخیل می بندد، تا در دریای معنویتت جاری شود.
ای بانوی آب و آئینه قدم های دخترانه مان را در مسیر پاکیت قرار بده تا معصومه هایی دیگر در این سرزمین قد علم کنند.

میلادت مبارک

+به قلم عقیق

1 2 4 5 ...6 7